ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
250
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
او داشتند بر سر دست گرفته با همراهان و اسباب هديه به جهت آن نزد او رفته بعد از تعارف و اكرام ، زن پادشاه پيش آمده ، نامه را به آداب تمام از دست صاحبى ايلچى گرفته به دست يكى از خاصان خود داد . اسباب هدايا را نيز در روى ميز در حضور او گذاشتيم . خود به زبان انگريزى با صاحبى ايلچى شروع به تكلم نمود ، و اظهار رضامندى و خوشنودى و محبت و رأفت بسيار كرد . و صاحبى جواب به او مىگفتند . بعد از آنجا با همهء بزرگان روانهء منزل مادر پادشاه گرديديم به ورود آنجا به همين نسبت ، صاحبى ايلچى نامهء حرم محترم عليه را كه به جهت او داشتند . بر سر دست گرفته با اسباب هدايا نزد او برديم . مادر پادشاه ، پيش آمده نامه را از دست صاحبى ايلچى گرفته و به دست يكى از خاصان خود داد ، و اسباب هدايا [ را ] در حضور او روى ميز گذاشتند و با صاحبى ايلچى ، اظهار محبت و رأفت بسيار نمود ، و نويد جانبدارى در انجام مهام مىداد و سخنان محبتآميز بيان مىكرد ، و صاحبى ايلچى نيز بيان امتنان از او مىنمودند . تا اينكه از آنجا هم مرخص گرديده ، با تمامى بزرگان و اعزه و اعيان كه همراه بودند و به همان اساس عزت و احترام كه برپا داشتند و جمعيتى كه از سواره و پيادهء سالدات در هر جا بودند و ساز و نوا مىنواختند . صاحبى ايلچى در گاريت پادشاهى سوار گرديده ، با همراهان و مهمانداران معاودت به منزل نموديم . صاحبى ايلچى قدرى به انتظام پارهء امورات ديگر پرداخته ، شام با تمام بزرگانى كه در منزل ما حضور داشتند ، در سر ميز نشسته ساز و نوا مىنواختند . و غذا صرف مىشد تا مدتى كه همگى غذا صرف نموده ، برخاستند « 1 » و ساعتى ديگر توقف كرده ، بعد هر يك به منزل خود رفتند و صاحبى ايلچى نيز استراحت نمودند . يوم جمعهء پنجم لغايت يكشنبهء هفتم : امورات وقوعى اين است كه مكرر اوقات بزرگان از مقولهء پرنس ليوجين و لاردكلرك ايلچى انگريز و اوروف و بسيارى از امناى دولت روس نزد صاحبى ايلچى مىآمدند ، و ايشان نيز بعضى را كه شايسته ميدانستند بازديد مىكردند و صحبت فيما بين ايشان منحصر به انجام مهام منظوره و حصول مقصود صاحبى ايلچى مىبود . به اين طريق كه صاحبى ايلچى هر يك آنها را كه شب و روز ، خواه در منزل آنها ملاقات مىكردند تطميع و ترغيب مىنمودند ، و وعده و نويد تعارفات و بخشها به آنها مىدادند ، و ايشان ، تمامى ، نويدهاى كلى و وعدههاى زبانى مىدادند ، كه چنين و چنان خواهيم گفت و خواهيم كرد ، و صاحبى ايلچى را خاطرجمع مىكردند كه انشاء الله شما با نيل مقصود معاودت خواهيد كرد . روزى از اين ايام ، عيد بزرگ روسيه و يوم تولد عيسى ( ع ) بود . چندين توپ انداختند و تمام خلق در خانهء پادشاه رفته مباركباد گفتند و تا سه يوم بعد ، همه به عيش و عشرت مشغول هستند . ديگر اينكه ، چون در ايام برپا كردن اساس استقبال و در يوم رفتن به حضور پادشاه ، جمعى كثير از بزرگان و اعيان و پاشايان و پيشخدمتان و خدمههاى سراى پادشاهى و افيسرها و سازندهها و غيره خدمتكاران مرتكب بعضى خدمات ، و پارهء امورات
--> ( 1 ) - متن : برخواستند .